تبليغاتX
کوروش بزرگ
چهارشنبه 1386/03/30
براي تعمير و نگهداري جاده‌ها از كارمنداني استفاده مي‌شد كه از طريق خزانه دولتي حقوق دريافت مي‌كردند. مسافرين دولتي و اشخاص مهم با كسب مجوز از شاهراهها استفاده مي‌كردند باين مجوزها را در الواح مجموعه تخت جمشيد مي‌توان مشاهده كرد. در سندهايي كه يافت شده، معلوم مي‌شود مجوزهاي عبور و مرور در جاده شاهي و ديگر شاهراهها، جهت استفاده از جيره توسط مسافرين و نيز اطلاع از هويت افراد بوده است. جالب آنكه در اين مجوزها مقدار جيره و نام مسافر و مبدأ و مقصد آنان ذكر مي‌شده است.
ازجمله اقدامات ديگر، هخامنشيان مي‌توان به توسعه قنات سازي در ايران اشاره كرد كه نخستين بار توسط كوروش و پس افراد توسط ديگران به صورت گسترده‌تري ادامه يافت «پوليوس» در كتاب تاريخ خود مي‌نويسد: پارسيان آن هنگام كه ارباب آسيا بودند، حق بهره‌برداري از زمين را براي پنج نسل به كساني اعطا مي‌كردند كه آب چشمه را به مناطقي كه پيش از آن آبياري نمي‌شد، ببرند.
داريوش در وصيت نامه‌اش به خشايار شاه در مورد اقداماتش مي‌گويد:
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي‌شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي‌شوند، حشرات در آن به وجود نمي‌آيند و غله در اين انبارها چند سال مي‌ماند. بدون اينكه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن اين انبارها ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوقه دو و يا سه سال كشور موجود باشد و هر سال بعد از اينكه غله جديد بدست آمد، از غله موجود در انبارها براي تأمين كسري خواروبار از آن استفاده كن و غله جديد را بعد از آنكه «بوجاري» شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك مي‌شود.
هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي ممكلتي نگمار و براي‌آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافي است. چون اگر دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نامشروع نمايند. نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني، چون تا دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي.
كانالي كه من بين شط نيل و درياي سرخ به وجود آوردم، از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد. اما مواظب باش كه عوارض عبور كشتي‌ها از آن كانال نبايد آنقدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي‌ها، ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند. اكنون سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينكه در اين قلمرو، نظم و امنيت برقرار كنند ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني.
پس از كوروش، داريوش اول و كمبوجيه و ديگر پادشاهان راه او را در راه مملكت ادامه دادند و تخت جمشيد و شهر پارسه از بزرگترين بناهايي است كه توسط وي در سال 518 (ق.م) بنيانگذاري و توسط شاهان پس از او تكميل شد.
بيش از 30000 لوح خشتي و تعدادي لوح سنگي كه در سال 1312 توسط باستان شناسان در گوشه شمال غربي تخت جمشيد كشف شده به خوبي و روشني نشان مي‌دهد كه كارگران در تخت جمشيد (برخلاف كارگران سازنده اهرام مصر) نه تنها در تخت جمشيد بلكه در تمامي اماكن و تأسيسات دولتي، حقوق كافي دريافت مي‌كرده‌اند و علاوه بر آن از « جيره ماهنامه» برخوردار بود و شگفت‌آورتر از آنكه همه آنها «بيمه» بودند.
در تخت جمشيد نه تنها مردان و پسران بلكه دختران و زنان مشغول به فعاليت بودند، هم چون مردان از حقوق و مزاياي كافي برخوردار بودند. دستمزد كارگران براساس سن و مهارت تقسيم‌بندي مي‌شد و مادران از مرخصي و حقوق زايمان و نيز حق اولاد استفاده مي‌كردند. دستمزد كارگراني كه دريافت اندكي داشتند با جيره‌هاي ويژه، ترميم مي‌شد تا گذران زندگي‌شان آسوده‌تر باشد.
«پير بريان» مي‌نويسد:
«در مورد جيره‌هاي غذايي كارگران، الواح و مستندات گوناگوني از تخت جمشيد بدست آمده.
جيزه غذايي شامل: گندم، جو، شراب، نان گوشت و ديگر مواردي بود كه با حسابرسي دقيق با توجه به سن، مهارت و جنس و وضعيت كلي كارگر يا استفاده كار و كارمند به او پرداخت مي‌شد.
جالب توجه اينكه حتي به حيوانات متعلق به كارگران كه در تخت جمشيد كار مي‌كردند از سوي «دربار» جيره نقدي تعلق مي‌گرفت كه بيشتر غله بود.
مطابق الواح بدست آمده در سال 500 (ق.م) حدود 228 ليتر شراب در ميان هشت كارگر و استادكار توزيع شده كه توسط رئيس بخش اداري تخت جمشيد دستور توزيع آن داده شده است. بدين صورت كه 1914 ليتر شراب به هر دو نفر 23 ليتر به دو استادكار و نيز 23 ليتر به نفر زني كه بين اين هشت نفر بودند داده شده اما كساني كه رياست را برعهده داشتند، غلات بيشتري از مقدار استاندارد و معمول داده مي‌شد است كه جيره‌ها ماهيانه را مي‌توان به طور مختصر به شرح زير تقيسم كرد:
1- غلات   2- آرد     3- شراب    4- گوسفند 5- نان        6- سكه           7 - پارچه
8- آب جو
توزيع بعضي از جيره‌ها مثل: گوسفند همه گرو هميشگي نبوده است. گروههاي كارگران در تخت جمشيد تحت نظارت و رياست ناظرين بودند و ناظرين نيز تحت فرمان خزانه‌دار و كمك خزانه‌ داراي وقت بودند. جالب آنكه اين كارمندان براي جلوگيري از فساد هر چند سال تعويض مي‌شدند.
محل زندگي كارگران نزديك شهر پرسپوليس بنا شده بود تعداد كارگران 25000 نفر تخمين زده شده است كه به طور دائم به مدت 50 سال مشغول ساختن مجموعه تخت جمشيد بوده‌اند.
 
مدت زمان كاركرد روزانه كارگران 8 ساعت و در تابستان 10 ساعت بوده است.
دستمزد كارگران به صورت رسمي در ماه يك «در يك طلا» و استاد كاران 5 يا 6 برابر آن در ماه دريافت مي‌كرده‌اند. از آنجا كه هر كارگر و يا استاد نمي‌توانست تا آخر عمر كار كند (8/1) حقوق هر فرد در صندوق جداگانه زيرنظر خزانه‌دار پس انداز مي‌شد. تا در هنگام از كارافتادگي به او و يا خانواده او پرداخت مي‌شد. ( بيمه از كارافتادگي امروزي) مزد كارگران در زمان‌هاي تعطيلي نيز محاسبه و پرداخت مي‌شد»
 همانطور كه قبلاً هم ذكر شد، در تخت جمشيد فقط مردان مشغول به كار نبودند. بلكه در اموري همچون بافندگي، زنان و دختران هم حضور داشتند. در بيست و سه لوح و متن كه از كاوش‌هاي بدست آمده به گروههاي زنان اشاره شده معلوم مي‌شود كه زنان پشم مي‌ريسند و انواع لباس و جامه تهيه مي‌كرده‌اند.
حقوق زن و مرد در اغلب اوقات برابر بوده است و زنان مي‌توانستند كار نيمه وقت انتخاب كنند، تا از عهده وظايفي كه در خانه به خاطر خانواده داشتند برآيند.
از نكات بسيار شگف‌انگيزي كه در مورد زنان و وضعيت آنان بايد اشاره كرد امور رفاهي فراوان و برابري زنان و مردان بوده است . زنان در عصر هخامنشي مي‌توانستند حتي به رياست گروه‌هاي كار انتخاب شود و در هنگام زايمان از جيره بيشتري نسبت به مردان برخوردار بودند. پس از زايمان از مرخصي با حقوق و نيز هدايايي بهره‌مند مي‌شدند. آن‌ها مي‌توانستند كه در هنگام كار در تخت جمشيد، كودكان خود را به «مهدكودك» بسپارند.
طبق شواهدي كه موجود است. خانواده ايراني در عصر هخامنشي به صورت عمدتاً تك همسري و خانواده گسترده بوده است.
در بين الواح مكشوفه كه ذكر آن گذشت به همه زنان بافنده نيز اشاره شده است در اغلب اوقات جيره شراب، آب جو و غلات دريافت مي‌كردند. به مادران بيشتر از زنان و دختران، جيره تعلق مي‌گرفت كه خود پاداشي بود براي فرزندآوري جيره‌هاي اضافي كه به ازاي فرزندان بيشتر به مادران تعلق مي‌گرفت اساساً به زنان امكان مي‌داد كه نيروي خود را باز يابند و با شير خود، كودكانشان را تغذيه كنند. اسناد تخت جمشيد آن قدر دقيق است كه حتي تعداد نوزداني كه در صد كودك نگهداري مي‌شده‌اند به همراه مادرانشان جيره دريافت مي‌كرده‌اند.
دختران در عصر هخامنشي مطابق دستورات دين زرتشت در امر ازدواج اختيار كامل داشتند. بنا به گفته هردوت، در زمان هخامنشيان دولت به مردم كمك مالي مي‌داد تا بتوانند همسر انتخاب كنند. داريوش حتي به خانواده‌هايي كه فرزند زياد داشند جايزه مي‌داد.
مرتضي راوندي مي‌نويسد: چنانكه سوابق نشان مي‌دهد، حجاب به صورت غير جدي و آميخته با تساهل فقط در بين طبقات ممتاز وجود داشت. معاشرت دختران و پسران قبل از ازدواج معمول بود. زنان مخصوصاً آنان كه وابسته به طبقات پايين بودند در فعاليت‌هاي گوناگون اقتصادي و اجتماعي شركت مي‌جستند.
زرتشت خطاب به دخترش مي‌گويد: آن كسي را به همسري برگزين كه «خرد» تو به آن فرمان مي‌دهد. همين تعاليم مذهبي مطمئناً در عصر هخامنشي نيز به صورت رايج وجود داشته است.
زنان در عصر هخامشيان، به بالاترين مرتبه فرماندهي لشكر رسيدند « آرتمين» نخستين زن دريا نورد ايراني بود كه در حدود 2480 سال پيش به فرمان خشايار شاه به مقام دريا سالاري و فرماندهي كل نيروي دريايي ايراني رسيد. همچنين او اولين زن در تاريخ دريا نوردي جهان است كه در جايگاه فرماندهي قرار گرفته از ديگر نكاتي كه در مورد جايگاه زنان در عصر هخامنشي مي‌توان به آن اشاره كرد. برگزاري روز «زن» در ايران باستان بوده است كه در پنج اسفندماه سال بوده است.
زنان در اين روز از شوهرانشان هديه مي‌گرفتند. در ايران باستان اين روز را به احترام فرشته پاك «سپندارمز» براي پيروي از صفات پاك جشن مي‌گرفتند و شادي پايكوپي مي‌كردند. ابوريحان اين جشن را، مژده گيران يا مزدگيران ناميده است كه البته اين رسم در آيين زرتشتي چندان با دوام نماند و كمتر خانواده ايراني و زرتشتي در ايران چيزي از اين مراسم مي‌دانند.
در مورد نظام قضايي و رعايت عدالت كه از ويژگي‌هاي رفاه و تأمين اجتماعي است. در زمان هخامنشيان بسيار مدون و عادلانه بود. زيرا مجري قانون و دادگستري، مغان و پيشوايان مذهبي بودند كه نزد ايرانيان از فرزانگان و دانشمندان به شمار مي‌رفتند.
در همين زمان برجعي تحت عنوان «محكمه اعلي» وجود داشت كه از هفت قاضي منتخب از نجيب‌زادگان تشكيل مي‌شد و محكمه‌هاي محلي، نيز در سراسر كشور ايجاد شده بود تا از طولاني شدن محاكمه‌ها جلوگيري كند.
براي هر نوع محاكمه زمان معيني تعيين و همواره به طرفين پيشنهاد سازش از طريق داوري مي‌گرديد. به علت زيادي سوابق قضايي و طول و تفضيل قوانين گروه خاصي به نام «سخن‌گويان» قانون پيدا شدند كه مردم با آنان مشورت مي‌كردند و براي پيشبرد دعاوي از آنان كمك مي‌خواستند.
در زمان هخامنشيان فقط موبدان دنجبا به مقام قضاوت نمي‌رسيدند. بلكه عمل قضاوت و حتي انتخاب قضات به دانشمندان سالخورده نيز واگذار مي‌شد.
رشوه دادن از گناهان بزرگ و مجازات آن اعلام بود. كمبوجيه دستور داد پوست قاضي اسدي را كندند و بر كرسي قضاوت وي كشيدند و فرزندش را بر آن تحت نشاندند تا پيوسته هنگام قضاوت سرگذشت پدر را به خاطر داشته باشد و از راه درست منحرف نشود.
اگر كسي در محكمه محلي نمي‌توانست به حق خود برسد، مي‌توانست به شاه رجوع كند.
داريوش در يكي از كتيبه‌هاي خود مي‌نويسد:
« به خواست اهورا مزدا من چنانم كه راستي را دوست دارم
بدي را دوست نيستم چون مرا خشم مسلط شود با اراده سخت نگاه مي‌دارم
برخويشتن سخت فرمان روا هستم
در جاي ديگر مي‌نويسد:
« از دروغ روي گردانم، دوست ندارم ناتواني از حق‌كشي در رنج باشد هم چنين دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهاي ناتوان آسيب برسد آنچه را كه درست است من آن را دوست دارم من بر خشم نيستم»
داريوش مجموعه قوانيني تنظيم كرد كه آن را «دستورات نظامات خوب» ناميد كه تا دورترين نواحي كشور اجرا مي‌شد. چنانكه داريوش در كتيبه بيستون به آن اشاره مي‌كند كلمه «دات» كه امروزه به قانون ترجمه شده است. نخستين بار توسط   داريوش در كليه 2500 كشور تحت الحمايه ايران رايج شد در همين مورد داريوش در كتيبه‌اي مي‌نويسد:
"خواست خدا در زمين، جنگ نيست. بلكه صلح نعمت و حكومت خوب است من در دل خود تخم كينه نمي كارم هر آنچه كه مرا به چشم آورد از خود دور مي‌سازم و با نيروي خود بر خشم چيره خواهم شد ."
در جاي ديگر مي‌گويد:"آنكه گزند رساند وستم كند به اندازه گوشمالش مي‌دهم. نمي‌خواهم كسي زيان برساند و كيفر نبيند. آنچه كسي در بندگي ديگر مرا بگويد مرا قانع نمي‌كند مگر طبق قانون نيك گواه درست آورد و داوري شود.
داريوش در وصيت‌نامه‌اش به خشايارشاه در قسمت‌هايي مي‌نويسد:
زنهار، زنهار هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو. اگر از كسي ادعايي دارد موافقت كن تا يك قاضي بي‌طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار و راي صادر نمايد زيرا كسي كه مدعي است اگر هم قاضي باشد ظلم خواهد كرد...
 عفو و سخاوت را فراموش نكن و بدان بعد از عدالت برجسته‌ترين صفت پادشاهان عفو و سخاوتمندي است. ولي عضو بايد موقعي به كار بيافتد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگر خطا كرده باشد و تو عفو كني بدان ظلم كرده‌ايي: زيرا حق ديگري را پايمال نموده‌اي.
آنچه در اين سند و ديگر اسناد مكشوفه ذكر شده بنابر شهادت مورخين فقط شعار نبوده بلكه در عمل اجرا شده زيرا الواح يافته شده نشان مي دهد كه مسوولان انجام وظايف دادگستري سخت به انجام رعايت عدالت و دادگري پايبند و به عمل در مي‌آورده‌اند.
كورورش براي نخستين بار در ايران دستور داد تا دادگاه‌هاي محلي تاسيس شود و روزي در هر ماه براي بارعام به همه اقشار مختلف تعيين كرده بود تا شخصا بتواند با مردم به صورت مستقيم ديدار كند و مردم بتوانند مشكلاتشان را با وي رودررو در ميان بگذارند كه عمل در اصطلاح سياسي امرزوي، حركت دموكراتيك خوانده مي‌شود . درنتيجه نمي‌توانست حكومت فاسدي صورت بگيرد. البته مردم هم از اين فعاليت‌ها حمايت مي كردند .
درباره آموزش ديني و اخلاقي هخامنشيان فرزندان خود را ازكودكي به فراگرفتن ورزش‌هاي گوناگون و كارهاي دسته جمعي عادت مي‌دادند تا از اين راه حس همكاري و جوانمردي را درايشان ايجاد نمايند و در انجام وظايف اجتماعي و حفظ حقوق خود و ديگران كوشا باشند، از قوانين جمعي پيروي نمايند و آن را محترم دارند و گذشته از آن از انديشه و كردار نكوهيده در امان باشند زيرا مي دانستند:
 دل تهي، بدي جويد و دست تهي به گناه گرايد.
اوستا در قبال مردم سه وظيفه بزرگ و اساسي را برعهده هر زرتشتي گذاشته است:
1.    دشمن را دوست كن.
2.    پليدي را پاكيزه بدار.
3.    نادان را دانا گردان.
 فصل پنجم 
-       رسم اول مردمي و انسان دوستي را در دل بيدار و تقويت مي كند .
-       وظيفه بعدي وي تكليف مي دارد كه بكوشد تا با رفتار و كردار نيك خود و ديگران را پاك و منزه سازد و پليدي‌هاي بيرون و درون ديگران را برداريد.
-       و سرانجامبه وظيفه بزرگ و اصلي انسان مي‌رسيم كه شركت و كمك به آموزش ديگران است بي‌سواد را سوادآموختن و بي دانش را دانش بخشيدن .
دين زرتشت آموزش و پرورش نسل‌ها را به صورت فريضه‌اي الهي طرح كرده است و در "ونديداد" مي‌گويد:
"از سه راه به بهشت برين مي‌توان رسيد:
اول، دستگيري به نيازمندان و بي‌نوايان .
دوم، ياري كردن در ازدواج دو نفر بي‌نوا.
سوم، كوشش و كمك به تعليم و تربيت نوع بشر كه به نيروي دانش، شر و ستم اين دو آثار جهل از جهان رخت بربندند32"
داريوش در وصيت‌نامه‌اش به خشايارشاه مي‌نويسد:
"همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايند و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هركس بايد آزاد باشد و از هر كيش كه ميل دارد پيروي نمايد ."
-       در مورد نظام مالي و اداري ايرانيان در عصر هخامنشي، نخستين قوانين مالي منظمي در جهان آن دوران را در جهت توسعه امور مالي در كشورداري تنظيم كردند. در الواح مكشوفه تخت جمشيد كه ذكر ان گشت به طور بسيار دقيقي نام: خزانه‌دار، سركارگران، كارگران و زمان‌كار انجام شده آنها و بهاي آن محاسبه شده است .
در تاريخ كشور ما، كوروش پادشاه هخامنشي از كساني بوده است كه روشهاي مديريت او در امور اداري و كشورداري به توسعه و تكامل اين علم كمك فراوان كرده است.
در طرح‌ريزي و پيش‌بيني عمليات و برنامه‌ريزي كه اصل اول مديريت است . كوروش عقيده داشت كه "شبانگاه بايد به اين فكر بود كه صبحگاه چه كنيم و چون روز فرا رسيد بايد به اين انديشه باشيم كه شب را چگونه به صبح آوريم ."
-       علاوه بر اين نامه او به عنوان يكي از نخستين صاحبنظران درباره تقسيم كار بر مبناي تخصص "مشخص بودن فرمانها"، " مطالعه در حركات"، "طرح استفاده صحيح از جا و مكان و حمل و نقل مواد" در تاريخچه توسعه و تكامل مديريت ثبت شده است 33"
داريوش هخامنشي بازرسان سلطنتي را براي نخستين بار در تاريخ به وجود آورد او اولين سازمان جاسوسي رسمي دنيا را جهت جلوگيري از فساد حكومتي و ستم به مردم و كنترل مرزها و امنيت داخلي به نام "چشم و گوش" شاه در هر ساتراپي به وجود آورد .
اين سازمان با توجه به اعتمادي كه شاه به آنان داشت در تمام امور مملكتي اختيار نظارت غيرمحسوس داشتند و همين امر موجب مي‌شد تا ماموين حكومتي و اشراف و توانمندان نتوانند بر مردم ستم كنند.
مبارزه داريوش با فساد و رشوه آنچنان شديد بود كه تاثيرش را تا سالها بر نظام اداري ايران باقي ماند .

نگهداري از 20 تا [1] بود (خشتروبان به منزله استانداران اموزي و يا والي در زمان صفويه بودند و تمام قدرت اداري و قضايي در دست او بود همچنين حفظ امنيت ب وصول ماليات و نظارت بر دادگستري كه به دست امراي محلي بود نيز از وظايف والي استاندار بود . 30 ساتراپي كه به منزله ايالت بودند و در هر يك فردي به نام "خشترويان" يعني تعيين شده
ساترايي منطقه‌ايي را در برمي‌گرفت كه طي تاريخ شكل گرفته بودو ساكنان آن از نظر مردم شناسي يعني از لحاظ فرهنگي و آداب و رسوم مشابه بودند .از سایت

Hekhamaneshi.mihanblog.com

نوشته شده توسط sina در با موضوع: | لینک ثابت |

دریغ است ایران که ویران شود